X
تبلیغات
زندگی ما آدمها

زندگی ما آدمها

یاد گرفتم که فقط خودمو دوست داشته باشم.

سلام مادر بی نشان ها

 

سلام مادر بی نشان ها

هر وقت دلتون گرفت و چشماتون انبار اشک شد بر مظلومیّت اول مدافع ولایت بگرید.

هر وقت دلتون پر شد از گلایه و نامردمی فقط دعا کنید مهدی فاطمه(س) زودتر بیاد.

هر وقت دلتون برای گم شده ای تنگ شد، امید داشته باشید که روزی ظهور خواهد کرد.

+ نوشته شده در  یازدهم خرداد 1387ساعت 12:25  توسط م  | 

مبارك باشه ميلاد دخت موسي بن جعفر و اخت الرضا(ع)

سلام بعد از مدتها اومدم كه فقط تبريك بگم و برم

دلم براي وبلاگم تنگ نشده بود ...

دلم براي خيلي ها تنگ شده مخصوصا امام رضا جونم

سلام امام رضا

+ نوشته شده در  بیستم آبان 1386ساعت 11:54  توسط م  | 

1386 مبارك باد........

سلام سال ۱۳۸۶ باحالتر از همه سلامهاست.

اميدوارم كه در تمام فصول سال خوش و سلامت باشيد. 

+ نوشته شده در  یازدهم فروردین 1386ساعت 12:57  توسط م  | 

http://razavi.tv

ولادت امام رضا (ع) خيلي خيلي بر همه شما دوستان مبارك باشه.

فقط مي تونم بگم كه خيلي دوستش دارم همين.

يه سايت جالب كه مي تونيد ۲۴ ساعته مراسم حرم امام رضا (عليه

السلام)،ببينيد.

  http://razavi.tv

+ نوشته شده در  یازدهم آذر 1385ساعت 12:7  توسط م  | 

چه چیزی باقی می ماند که دست خودمان باشد....

تا حالا به این موضوع فکر کردید که:

در حدیث است که ۸چیز شما دست خداست.

موت و حیات.

مرض و صحّت.

فقر و غنا.

خواب و بیداری.

+ نوشته شده در  بیست و یکم آبان 1385ساعت 12:32  توسط م  | 

ببخش تا خدا تو را ببخش

همه را راحت ببخش تا خدا تو را راحت ببخش

وقتي اين توانايي را داشتي كه خلق خدا را ببخشي؛

يقين داشته باش كه خيلي سريعتراز سر تقصيرات تو مي گذره .

تنها براي اين مطلب تصويري درج نمي كنم تا خودتون هر تصويري از بخشيدن

داريد براش درج كنيد.

+ نوشته شده در  بیست و چهارم مهر 1385ساعت 14:13  توسط م  | 

نیمه شعبان، بر عشقم حضرت مهدی منتظر (عج)مبارک باد.

به نام خداوندی که من و شما را بیشتر از خودمان دوست می دارد.

شاید مطلبی که نوشتم برای شما جالب به نظر نرسه اما

حرف دلم

دلم به اندازه

به عدد، به روشنایی

به خاموشی

به وات، به ولتاژ

همه ی نور های که برای تو

روشن وخاموش وچشمک می زنند

تنگ شده

آقا جون بیا

الهم عجل لولیک الفرج

تنها آرزوی که من از خدا دارم فقط ظهور شما در اسرع وقت می باشد.

آقا جون با همه ی وجودم منتظرت هستم. 

+ نوشته شده در  چهاردهم شهریور 1385ساعت 13:27  توسط م  | 

.: ماه حزون و اندوه تسلیت باد :.

.: ماه حزون و اندوه تسلیت باد :.

  و این روایت دیگری است که طفل دلم با تو واگویه می کند؟ غربت و روایت شناختن! روایت :

هَذا الَّذی تَعرِفُ ألبَطحاءِ وَ طَئتَهُ                                       وَ البَیتُ یَعرِفَهُ و َ الحِلّ وَ الحَرَم
طفل دلم روایت غربت غریبی را می گوید که سنگریزه های حرم نیز او را می شناسد ...

  سلام خدا و ملائك بر تو باد، سلام تمام انبياي الهي و سلام عاشقانت بر تو باد كه يد الهي ات را بر كمر نهادي و عاشقانه جان به درگاه دوست هديه كردي تا عشق و وفاي خود را ابراز كني در حالي كه مي دانستي من عشق تو را دريافته ام...
و امروز روایت غربت و غریبی تو در تمامی دلهای عاشق سوخته روایتی جانسوز است که داهیه عاشورا در تمامی تاریخ پرتپش می دارد و آب ....همان قصه ای است که تشنگی را به یاد می آورد و اشک آن داستانی که چشمان همیشه دریایی تو را به اذهان می آورد و سوز را بر قلبها!

 

+ نوشته شده در  شانزدهم بهمن 1384ساعت 16:46  توسط ستاره  | 

دنیای وارونه..

غافل از عالم فنا٬ هیچ چیزی مهمتر از اذیت کردن و رنج  دادن آدما نیست.

همه تلاش بشر برای از بین بردن انسانیت. همین!

 

+ نوشته شده در  سوم بهمن 1384ساعت 16:8  توسط ستاره  | 

سلام بر گونه های خاک آلود

 این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست   

                                                 این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست

هر کــجا مــی نگرم نور رخــش جلوه گر است          

                                                 هـــر کــجا مـــی گذرم جــــلوه مــــستانه اوست

سلام بر حسین 

و  امام حسين (ع) آغاز گر نهضت بزرگ عاشورا

قيامي براي برپاي فرهنگ امر به معروف و نهي از منكر.

جنگي عليه باطل

مبارزه اي جان فرسا٬

تنها با ۷۲تن يار با وفا

در مقابل هزاران كور دل پست٬

گفتم ز چه در رخ گل افروختگي است؟

آيا چه در اين بزمش آموختگي است؟

گل اين بشنيد و خنده زد بر من و گفت:

آني كه نكو بزيست در سوختگي است.

 

+ نوشته شده در  دوم بهمن 1384ساعت 17:0  توسط ستاره  | 

عيد سعيد غدير خم بر عاشقان ولايت مبارك.

 

پر شكوهترين عيد مسلمانان بر عاشقان ولايت علي بن ابيطالب مباركباد.

عید مبارک

غدیر مست از باده ی ولایت است.

عطر نبوت آسمان خم را پر کرده

وغریو تولی وتبری گوش منکران ومعاندان ومنافقان را کر.

نامحرمان بصیرت نظر را در دیدن نور عصمت وطهارت ندارند.

در اوج شور وشعور حسد حاسدان آتش دوزخ دنیوی را برای اینان پر سوزان تر میکند

تا بوی خیانت را تا فرسنگ ها دور از زمان ومکان بر مشام شاهدان نشاند.

غدیر آوردگاه تمیز حق وباطل است.

غدیر مست است ومدهوش.

زمزمه ی نوش نوش جام ولایت زمین وزمان را آکنده است.

نسیم می خروشد.زمین میجنبد.

فرشتگان الهی نوای ملکوت رابر زمینیان تحریر میکنند.افلاک می رقصند.

خراباتیان حق سماع لافتی را در خمخانه ی غدیر آغاز کرده اند.

عاشقان طواف مستانه میکنند.

امروز دلداده ای را به تماشا میخوانند.غدیر است.

شکوه کبریایی ذات ذوالجلال رب العالمین است .

 فتبارک الله احسن الخالقین را فریاد میزند.

جای تعلل نیست.جای تامل نیست.

لحظه است.آنی ست.

دست دردست اولیاء الله همنوا با ملکوتیان همراه با افلاکیان

 

 

+ نوشته شده در  بیست و هشتم دی 1384ساعت 8:58  توسط ستاره  | 

عید غلبه جان بر نفس

عید سعید قربان بر تمامی مسلمانان در سراسر گیتی خجسته باد.

به خودت رجوع کن ..

آیا حاضری محبوبت را ابراهیم  وار قربانی معبودیت کنی!

عید بر عاشقان مبارک

+ نوشته شده در  بیستم دی 1384ساعت 18:29  توسط ستاره  | 

عرفه نزدیکه..

عرفه روز ملاقات با خداست٬ و هیچ واسطه ای نیست بین ما و خدا

ای پدید آور بی همتا!

ای ابدیت بی پایان!

ای زنده ای که فنا پذیر نیستی!

ای آن که مرده ها را زنده می کنی.

ای کسی که قائم بر تمام نفسها و اعمال آنهایی.

ای آنکه سپاس من برایت کم است.

و محروم نمی کنی و من زیاد خطا می کنم.

پس تو رسوایم نمی کنی در حالیکه گناهانم را می بینی.

و آبرویم را نمی بری.

ای کسی که در کودکی حافظ من بودی!

ای کسی که نعمتهایت نزد من٬ قابل شمارش نیست و سپاس گفته نمی شود.

ای کسی که به سوی من می آیی٬ با خیر و نیکویی ات.

و من می آیم به سوی تو با تقصیر و گناه!

 

+ نوشته شده در  پنجم دی 1384ساعت 14:56  توسط ستاره  | 

گفتم او را

گفتم او را زندگی زیباست

زندگی آتشکده دیرینه‌ پا بر جاست

گر بیفروزیش رقص شعله از کران پیداست

ورنه خاموشی است خاموشی گناه ماست.

گناه ما 

+ نوشته شده در  بیست و ششم آذر 1384ساعت 16:24  توسط ستاره  | 

صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار وزو بعاشق مسکین خبر دریغ مدار

تا حالا شده كه ... 


از يه كوچه كلي خاطره قشنگ داشته باشيدخاطره با

هم بودن.

شعر كوچه فريدون مشيري را خيلي ها شنيدند.

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم٬ خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.

در نهان خانه ي جانم٬گل ياد تو درخشيد٬

باغِ صد خاطره خنديد٬

عطر صد خاطره پيچيد٬

يادم آمدكه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم٬

 پر گشوديم و در آن خلوت دل خواسته گشتيم٬

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم.

تو٬ همه راز جهان ريخته در چشم سياهت٬

من٬ همه محو تماشاي نگاهت.

آسمان صاف وشب آرام

بخت٬خندان و٬ زمان رام

خوشه ي ماه فرو ريخته در آب

شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه٬ دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد٬ تو به من گفتي از اين

عشق حذر كن !

لحظه اي چند بر اين آب نظر كن!

آب٬ آيينه عشق گذران است.

 تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران

است.

 باش فردا كه دلت با دگران است.

تا فراموشی کنی٬ چندی از این شهر ٬

سفر کن!

با تو گفتم" حذر از عشق ندانم.

سفر از پیش تو هرگز نتوانم٬

نتوانم!"

روز اول که دل من به تمناٌی تو پر زد٬

چون کبوتر٬ لب بام تو نشت.

تو به من سنگ زدی٬ من نه رمیدم٬نه گسستم

باز گفتم که تو صیُادی و من آهوی دشتم٬

تا به دام تو در افتم٬ همه جا گشتم وگشتم٬

حذر از عشق ندانم٬

سفر از پیش تو هرگز نتوانم٬ نتوانم!

اشکی از شاخه فرو ریخت.

مرغ حق٬ ناله ی تلخی زد و بگریخت...

اشک در چشم تو لرزید٬

ماه بر عشق تو خندید.

یادم آمدکه دگر از تو جوابی نشنیدم٬

پای در دامن اندوه کشیدم٬

نگسستم٬نرمیدم...

رفت در ظلمت غم٬

آن شب و شبهای دگر هم٬

نه گرفتی دگر از عاشق دل آزرده خبر هم٬

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم ...!

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه

گذشتم...! 
 
لعنت به کوچه

+ نوشته شده در  بیست و چهارم آذر 1384ساعت 18:51  توسط ستاره  |